تبليغاتX
ثامن علیه السلام

صفحه نخست         پست الكترونيك           آرشيو مطالب              پروفايل مدير            ليست مطالب

 

ویژه نامه ولادت امام رضاعلیه السلام


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمْ
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي عَلِيِّ بْنِ مُوسَي الرِّضا الْمُرْتَضَي الاْمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِکَ عَلي مَنْ فَوْقَ الاْرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّري، الصِّدّيقِ الشَّهيدِ، صَلاةً کَثيرَةً تامَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ عَلي اَحَد مِنْ اَوْلِيائِکَ.

 نگاشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 10:33  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

توصیف امام از دیدگاه حضرت ثامن (ع)

معرفي امام و بيان اوصاف او به حقيقت از حد قدرت ما خارج است. از اينرو در اين بخش نيز از امام هشتم ‏عليه السلام که خود دارنده اوصاف امامت است ‏بهره مي‏جوئيم :


ادامه مطلب
 نگاشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 6:3  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

سخاوت سلطان علی ابن موسی الرضا (ع)

مرحوم شيخ مفيد قدس سره در کتاب «ارشاد» با سند از غفاري نقل مي‏کند که او گفته است: به شخصي از خاندان ابورافع (که از ياران و دوستان پيامبر صلي الله عليه و آله بود) بدهکار بودم و اصرار داشت که ...

 

ادامه مطلب
 نگاشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 9:40  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

عنایت حضرت رضا (ع) به حافظ در بیان مرحوم حافظیان

جناب استاد آية الله حاج شيخ عبدالقائم شوشتري از قول استاد بزرگوارشان سيد مرتاض عالم عارف حضرت حاج سيد ابوالحسن حافظيان قدس‏الله سره العزيز مي‏فرمودند:

 

ادامه مطلب
 نگاشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:46  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

شهر رمضان الذی انزل فیه القران

بسم الله الرحمن الرحیم

یا علی یا عظیم یا غفور و یا رحیم انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر رمضان الذی انزلت فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان و جعلت فیه لیله القدر و جعلتها خیر من الف شهر فیا ذالمن و لا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین  

 

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

 

 " مارا از دعای خیر خود فراموش نکنید "

 نگاشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 13:45  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

فضیلتهای بی شمار ثامن الحجج (ع)

هنگامي که از فضيلتهاي ائمه عليهم السلام سخن به ميان مي‏آيد، عقل متحير مي‏گردد، زبان گنگ و قلم بي رنگ مي‏شود و همه به عجز و ناتواني خود از بيان فضائل آن عرشيان بي‏همتا اعتراف مي‏کنند و با ما اين فراز از زيارت جامعه را زمزمه مي‏کنند که...

 


ادامه مطلب
 نگاشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:49  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

 

تالیفات امام رضا علیه السلام

(1705 مجموع کلمات موجود در متن)
  
آن حضرت تألیفات بسیاری دارد که علما از آنها به اجمال و تفصیل یاد کرده اند . اما مؤلفات آن حضرت ، به تفضیل ، عبارتند از :

 

ادامه مطلب
 نگاشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 13:46  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

 

رمضان از اسماء الله است

رمضان اسمى از اسماء الهى می ‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر عليه السلام گوش فرا می ‏دهيم.

هشام بن سالم نقل روايت ......


ادامه مطلب
 نگاشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 10:48  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

 در اولین روزهای این ماه مبارک و نیمه این ماه حوادثی رخ نموده است که تمام آنچه در عالم امکان قرار دارد تحت الشعاع نور منیر آنهاست و همه وقایع و اتفاقات در مقابل آن موالید نمی از یم و قطره ای از اقیانوس محسوب نمی گردد.:

 

منبع : سایت بحار


ادامه مطلب
 نگاشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 11:47  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

دل نوشته استاد عبد الجبار کاکایی پس از سیلی خوردن فرزندش ...

این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود  برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب  برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .  

از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .

و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.

و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.

پسرم

 به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن  به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن  فقط  به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .

 

 نگاشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:38  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت


Design By Mohamma Amin Khadivar Copyright 2008 Arbab8.blogfa.com , All rights reserved ©