تبليغاتX
ثامن علیه السلام

صفحه نخست         پست الكترونيك           آرشيو مطالب              پروفايل مدير            ليست مطالب

خدا یک شب به ذات خود سفر کرد                                                   

                                                    شبی را با علی آنجا سحر کرد

اگر بینی خدایی می کند او                                                         

                                                         کمال همنشین در او اثر کرد

 نگاشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 18:34  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

آتش و دود از گوشه گوشه ی سرزمین های شیعه زبانه می کشد. ناله ها و فریاد ها به هم آمیخته، رنج، مصیبت، نکبت و زبونی به نهایت رسیده است. دژخیمان کفر و شرک و نفاق، شمشیر دشمنی از رو بسته اند. چنگال ظلم و شقاوت استعمارگران، پیکر نحیف جوامع اسلامی را در هم می فشارد. سلطه ی یهود و نصاری بر امت مظلوم پیامبر هر روز بیشتر می گردد. همه ایدئولوژی های مدعی نجات بشر یک به یک امتحان خود را پس داده اند. تعفن خفه کننده، فساد و ذوال اخلاقی، جوانان شیعه را در خود فرو بلعیده است. هیولای فقر و بیماری و... ایمان توده های مستضعف را آماج ضربات خرد کننده خویش نموده. پیشانی اضطرار بشر به زمین استیصال رسیده است. ...

چرا چنین است؟ گویا این خیل حیرت زده سرگردان را صاحبی نیست.
آیا پروردگار، این کشتی طوفان زده را در تلاطم امواج حوادث، بی ناخدا رها نموده؟
پس آیا غدیر چه بود؟ در حجة الوداع چه گذشت؟ آیا این همان روزی نبود که خداوند به وسیله ی پیامبرش وصی و جانشینان او و خلیفه برگزیده خویش را به همگان معرفی نمود؟ و فضائل آنان را یک به یک برشمرده و مردم را به پیروی و اطاعتشان امر کرد؟ و این تبعیت را تنها راه نجات و رستگاری ایشان قرار داد؟ و با بیعتی استوار و محکم، دست هایشان را برای همیشه در دست ولی و مرشد و پدر مهربانشان گذارد. تا پیوسته در آشوب های غیبت و شادکامی و ظهور، با او، در کنار او، گوش به فرمان و دست به دامنش باشند.

مگر امروز آخرین میعاد دار غدیر و سکان دار کشتی نجات مهدی موعود عج در میان ما حاضر نیست؟ مگر او پناه بی پناهان و فریادرس بیچارگان و رهنمای حق جویان و آرام دل بی شکیبان نمی باشد؟ پس چرا غدیر ها یک به یک از پی هم می گذرد و ناله و فقان همچنان برپاست؟ حیرت ها و سردرگمی ها و به بی راهه رفتن ها ادامه دارد؟ چرا حضورش را نمیابیم؟ به سویش نمی شتابیم؟ و دست استغاثه به سویش دراز نمی کنیم؟ و از او یاری نمی طلبیم؟ چرا مرهم زخم ها و درمان دردهایمان را از او نمی خواهیم؟ چرا در غیبت به او تمسک نمی جوییم؟ چرا ظهورش را آرزومند نیستیم؟

آیا غدیر نزدیک نیست؟ آیا شمیم عطر ولایت، ما را به یاد مولا و صاحبی که به سرپرستی ما برگزیده شده است نمی اندازد؟ پدر مهربانی که غدیر های بسیاری را به دور از او گذرانده ایم.

آیا وقت آن نرسیده، آگاه مردان بیدار دل، مهدی شناسان حقیقی، بیدار شوند و بیدار نمایند و علم أین بقیة الله بر افرازند و امت خسته و رنج کشیده را به سوی مصلح حقیقی هدایت کنند؟ آیا هنگام آن نرسیده، نام مقدس مهدی عج یگانه منجی انسان ها، آن هم یکپارچه و یک صدا بر زبان های پر شور و دل های واله، جاری شود؟

آیا زمان آن نرسیده که خالصانه و بی ریا ظهورش را بخواهیم؟ و هر آنچه برای زمینه سازی آن لازم است مهیا کنیم؟ و با زبان عمل قیامش را از خالق حکیم و بزرگوار تمنا نماییم؟

 نگاشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 18:30  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت

 

درب حرم مطهر حضرت عباس (ع) رو نمایی شد

 

وقتی به بلندی و ارتفاع اون نگاه میکردم نا خود آگاه یاد اون سفر آسمونی می افتادم که تک و تنها تو نیمه شب تو حرمش به ضریح بلندش نگاه میکردم وفقط اشک می ریختم و میگفتم : "بزار بیام دوباره کربلاتو ببینم / بیام مثل گداها کنج حرم بشینم" حالادقیقا تو همون حس و حالم آخه منی که همیشه آرزوی نوکری تو آستان ... 


ادامه مطلب
 نگاشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 8:7  توسط محب الرضا 
  | لينک ثابت


Design By Mohamma Amin Khadivar Copyright 2008 Arbab8.blogfa.com , All rights reserved ©